با کودکان سیل زده چه کنیم؟

گروه خانواده؛ سیده راضیه حسینی: یک بچه را درون نظر بگیرید که درون آرامش کنار خانواده‌اش زندگی می‌کند، تلویزیون می‌بیند، با دوستانش گیم می‌کند و ‌به مهدکودک یا مدرسه می‌رود. درست زمانی که ازبرای آمدن عید و خوشی‌هایش لحظه‌‌شماری می‌کند، یک‌دفعه خانه و زندگی‌شان زیر آب می‌رود. الان دیگر نه از آرامش خبری هست و نه از تلویزیون دیدن و گیم کردن و مدرسه و مهد رفتن. الان این بچه‌های سیل‌زده، حتی ازبرای غذاخوردن و خوابیدن دچار مشکل هستند و پدر و مادرشان را می‌بیند که یا درون تلاش ازبرای نجات دادن خانه و زندگی هستند یا تهیه غذایی ازبرای خوردن و جایی ازبرای خوابیدن. بچه‌ها درون این سن هم توان روحیشان ازبرای تحمل این شرایط دشوار، کمتر هست و هم درک‌شان از شرایط اطراف، بسیار متفاوت از آن چیزی‌ست که بزرگ‌ترها می‌بینند و می‌فهمند. علاوه بر شرایط سختی که بچه‌ها درون چنین وضعیتی دارند، بسیاری از آسیب‌های روحی و روانی که متوجه‌شان می‌شود، ممکن هست تا آخر عمر با آن‌ها همراه باشد. به همین خاطر هست که درون برنامه‌ریزی‌هایی که ازبرای کمک و رسیدگی به مردم آسیب‌دیده از سیل درون نظر گرفته می‌شود، حتما باید ازبرای بچه‌ها و کم‌کردن آسیب‌های روحی آن‌ها،‌ برنامه‌ریزی کرد. درون همین خصوص با خانم «دکتر بدری‌ سادات بهرامی» و خانم «ثریا مروتی» صحبت کردیم. دکتر بهرامی روانشناس و مشاور خانواده و خانم مروتی روانشناس کودک هستند.

 

از شکستن نوک مداد تا از دست دادنِ تمام خانه و زندگی

ازبرای هر فردی با هر رده سنی بسیار دشوار هست که خود را با فقدان­‌های پیش­ رو سازگار کند و خیلی سریع به زندگی عادی خود برگردد، ولی کودکان گروهی هستند که به شدت تحت تأثیر اتفاقات و فقدان­‌های ناشی از سیل هستند و احتیاج به کمک­ فراوانی دارند تا بتوانند خود را با شرایط زندگی تازه تطبیق دهند. یک بچه را درون نظر بگیرید که یک قسمت کوچک از ماشین اسباب‌گیم‌اش می‌شکند. طوری گریه و بی‌قراری می‌کند که انگار تمام دنیایش خراب شده هست. درون حالیکه یک بزرگتر می‌گوید طوری نیست، آن را می‌چسبانیم و خیلی راحت درست می‌شود. دنیای ذهنی یک کودک با شکسته شدن نوک مداد رنگی و یا درون رفتن دست عروسک وی به هم می­‌ریزد، چه برسد به از دست دادن مادر، پدر، اتاق، خانه و زندگی. هر چه سن کودکان بالاتر از ۳ سال باشد، درک مفهومی آنها بیشتر هست و احساس ناامنی بیشتری را تجربه می­‌کنند. دفعه روانی هر مشکل یا فقدانی ازبرای کودک بسیار سنگین‌تر از بزرگترهاست که دلیل آن ضعف توان روحی بچه‌ها هست.

 

 

بچه‌ها را از شرایط بحران خارج کنید

بچه‌ها به این خاطر که توان روحی و جسمی بسیار کمتری نسبت به بزرگ‌ترها دارند و آسیب‌پذیرتر هستند، باید هرچه زودتر از شرایط بحران مثل چادرنشینی، درون گل و لای فرورفتن، گرسنگی و نداشتن دارو و امکانات پزشکی خارج شوند. چون صدمات بیشتری می‌بینند.

ازبرای مدت وقت کوتاهی بچه‌ها را به بستگان یا آشنایانی که درون شهرهایی امن زندگی می‌کنند و وضعیت بسامان‌تری دارند،‌ بسپارید تا فعلا از آن شرایط بحرانی دور باشند تا زمانی که وضعیت خانواده‌های خودشان به حالت عادی برگردد و بتوانند پیش خانواده‌های‌شان برگردند. مثلا خاله،‌ عمه یا عمو و سایر بستگان و آشنایان مورد اعتماد گزینه‌های خوبی ازبرای این کار هستند. حتی درون این دو ماه آخر سال تحصیلی، درون صورت فراهم بودن شرایط می‌توانید بچه‌ها را درون همان شهر درون مدرسه‌ای نیز ثبت‌نام کنید تا بچه‌ها از درس و مدرسه‌شان عقب نیفتند.

طبیعتا بچه‌ها، دور از خانواده احساس دلتنگی می‌کنند ولی قرار گرفتن درون یک محیط امن و آرام ازبرای مدت وقت کوتاه، آسیب‌های بحران را ازبرای آن‌ها کمتر می‌کند. ضمن اینکه ضرورت دارد حتما خانواده‌ای که بچه به وی سپرده می‌شود،  مورد اعتماد باشد و پدر و مادر با وی درون ارتباط باشند تا دوری از خانواده، عوارض کمتری داشته باشد.

حتی درون بسیاری از کشورها یکی از بنیان‌هایی که به‌صورت جدی ازبرای امدادرسانی به آسیب‌دیدگان شکل گرفته، خانواده‌هایی هستند که از قبل عنوان آمادگی کرده‌اند و رویه تأیید صلاحیت را طی کرده‌اند تا از کودکانی که درون بلایای طبیعی یا سوانح آسیب می‌بینند، تا وقت فروکش‌کردن بحران نگه‌داری کنند. و دولت نیز موظف به حمایت مالی از آن‌ها هستند.

 

یک عارضه جدی به اسم «استرس پس از سانحه»

یکی از با اهمیت‌ترین آسیب‌های روان‌شناختی که کودکان حادثه دیده را تهدید می‌کند، عارضه «استرس پس از سانحه» (PTSD)  هست. این اختلال ازبرای افرادی اتفاق می‌افتد که درون معرض یک سانحۀ ناگوار بوده‌ و از مرگ رهایی یافته‌اند. سپس هر محرکی که یادآور آن واقعه و پیامدهای مربوط به آن باشد، به شدت آنها را دچار استرس خواهد کرد. کودکانی که درون حوادث مربوط به سیل گذشته درگیر بوده‌اند، درصورتیکه تحت درمان توسط متخصصان روان‌شناسی قرار نگیرند، استرس و اضطراب آنها به طرز صحیح تخلیه نشود و به مرور وقت با شرایط سازگار نشوند، ممکن هست با دیدن ابری شدن هوا و باریدن باران، دوباره استرسی بسیار شدید به خاطر ترس ناشی از سیل گذشت را تجربه کنند. ممکن هست تا چند ماه پس از این واقعه مدام کابوس سیل یا کشته شدن اطرافیان‌شان را ببینند. کودکان نیز استرس خود را ممکن هست از طریق ناخن جویدن، مکیدن انگشت، شب ادراری و رفتارهایی از این قبیل بروز دهند؛ چراکه مانند افراد بزرگسال نمی‌توانند خود را قانع کرده و دوباره زندگی عادی را شروع کنند. بچه‌ها به دلیل قوه تخیلی که دارند و بخاطر بحران استرس پس از سانحه،‌ واقعا احتیاج به درمان دارند. بنابراین به تدریج و با تأمین نیازهای فوری و اولیه سیل‌زدگان، درون کنار اکیپ غذا و دارو و پزشکی،‌ یک اکیپ روانشناس و روان‌پزشک باید درون این مناطق حضور داشته باشد و دوره‌های درمانی ازبرای آن‌ها برگزار شود.  و همینطور گروه‌های مددکار نیز می‌توانند کمک بزرگی باشند.

 

علاوه بر استرس پس از سانحه، آسیب دیگری که ممکن هست کودکان را تهدید کند، افسردگی هست؛ چون کودک تمام وقت خود را درون محیطی می­‌گذراند که آسیب­‌های زیادی را تجربه کرده و تمام مردم درون حال تجربۀ یک سوگ اجتماعی هستند. همین موضوع سبب می‌­شود که کودکان دچار گوشه­‌گیری، بی­قراری، گریه کردن­‌های مداوم و مواردی از این قبیل شوند.

 

حضور روان‌شناسان کودک و خانواده ضروری هست

هر چقدر حضور روان­‌شناسان کودک و خانواده درون گروه‌­های امدادرسانی و کمک‌­رسانی فعال باشد، می‌­توان از طریق روش‌های درمانی مانند کشیدن نقاشی، صحبت کردن با مشاوران کودک، درمان­های شناختی کوتاه­ مدت وقت و سایر تکنیک­‌های روان‌شناختی به کاهش استرس­‌های محیطی، کاهش افسردگی­ و افزایش سازگاری کودکان ازبرای ادامه زندگی کمک کرد.

علاوه بر گذر وقت و حضور تیم‌­های متشکل از روان­­‌شناسان، مشاوران، مددجویان و سایر گروه­‌های امدادرسان، خلق و خوی والدین نیز کمک شایانی به بازگشت کودکان به زندگی می­‌کند. پایگاه ایمنی و عاطفی هر کودکی، پدر و مادر اوست. زمانی کودک شاهد سوگواری و اشک ریختن والدین خود هست، ممکن هست به طور کل امید خود را از دست داده و دچار افسردگی شود. حضور تیم­‌های روان­شناسی خانواده نیز می­‌تواند منجر به حمایت­‌های آموزشی و تربیتی ازبرای والدین باشد تا از بروز آسیب­‌های پس از سیل درون زندگی آینده کودکان و خانواده‌­ها جلوگیری شود.

مگر خدا ما را دوست ندارد؟

طبیعی هست ازبرای کودک درون هر سنی سوال پیش بیاید که به چه دلیل این بلاها به سر وی و خانواده‌اش آمده؟ مگر خدا آن‌ها را دوست ندارد؟ و سوالات دیگری از این دست. درون این مواقع بسیار با اهمیت هست ازبرای کودکان با زبان خودشان توضیح داده شود که این نعمت خداست که به‌خاطر برنامه‌ریزی نکردن و مدیریت درست نداشتن، تبدیل به مصیبت شده هست. و با مثال زدن از موجودات مختلف ازبرای‌شان توضیح دهیم که آب ازبرای زنده بودن و رشد زمین و موجوداتش خیلی ضروری هست و به همین خاطر نعمت و برکت هست ولی چون ما آدم‌ها گاهی طبیعت را دستکاری می‌کنیم یا نمی‌توانیم جریان آب را خوب و درست مدیریت کنیم، همین می‌شود که آب باران، به جای سیراب کردن زمین و تأمین آب انسان‌ها و بقیه موجودات، به سیل تبدیل می‌شود و خانه و زندگی انسان‌ها را تهدید می‌کند. این سبب می‌شود که بچه‌ها هم نگاه خداشناسانه درستی داشته باشند و هم این ذهنیت را داشته باشند درصورتیکه آدم‌ها کارشان را درست انجام ندهند، چه مشکلاتی پیش می‌آید.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *