عزاداری ۱۴۰ ساله بزازهای تهران/ نوحه جالب حاج مرزوق ازبرای حفظ حجاب

محشر؛ ویژه‌نامه ماه محرم خبرگزاری فارس – امیرحسین کسائی: بزازها یا همان جامه فروشان یکی از قدیمی‌ترین صنف‌های تهران هست که درون گذشته به این دلیل که همه اعضای این صنف درون کنار هم جمع شده بودند، حدود ۱۴۰ سال پیش تصمیم به تأسیس هیأتی ویژه ازبرای اعضای این صنف گرفتند که براین اساس، نخستین هیأت صنفی تهران لقب گرفت و پس از آن صنوف دیگر نیز به تاسیس هیأت ازبرای خود پرداختند. 

هیأت بزازها درون سال ۱۳۰۰ قمری توسط جمعی از بزرگان صنف بزاز همچون طایفه‌های حاج عبدالعلی، حاجیان، خلفی، مجد و خردمندان و … تشکیل شد این طوایف بزرگان این صنف بودند تا به امروز نسل درون نسل درون این شغل مسغول کار هستند. هیأت بزاز ها درون ابتدا سیار بود و هر هفته دوشنبه‌ها مراسم هفتگی برگزار می‌کرد، مراسمی که تا به امروز تعطیل شده هست. به این تریب جلسه هفتگی آنان نیز بیش از ۱۴۰ سال سابقه دارد.

 

اعضای صنف بزازها درون گذشته دارای یک پوشش واحد شامل قبا و کلاه بودند که اعضای صنفی که راهی حج شده بودند رنگ کلاهشان زرد رنگ بود. بزازها دهه محرم درون مسجد میرزاموسی که از مساجد قدیم دوره قاجار بود گردهم می‌آمدند و به عزاداری می‌پردازند، این هیأت را بی‌علم می‌خوانند چون هیچ پرچم و نشانه‌ای از خود ندارد.

 

 

محمد حسین حاجیان عضو هیأت مدیره هیأت بزازها درون این باره می‌گوید: « اوایل مراسم‌های هیأت به صورت خانگی برگزار می‌شد ولی مرکزیت مراسم درون مسجد میرزاموسی بود درون خیابان ناصرخسرو بود. این هیأت درون شب‌های دوشنبه به صورت سیار درون منازل جلسه برگزار می‌کرد. به‌طوری که درون ۵۲ هفته سال به غیر از دهه محرم جلسه هفتگی برگزار می‌شد. یک پرچم قدیمی به صورت گرد و دو بیرق، پرچم همیشگی این هیأت بود که درون منزل برگزار کننده جلسه نصب می‌شد و این پرچم‌ها درون منزل پدربزرگم امانت بود و یک شب مانده به مراسم از وی می‌گرفتند و درون منزل بانی نصب می‌کردند. ولی هیچ پرچم دیگری درون خیابان و یا سرکوچه ازبرای اطلاع رسانی مراسم نصب نمی‌شد»

هیأت‌های عزاداری از سال حدود ۱۳۱۳ چند سالی به واسطه فشار رژیم رضاشاه تعطیل شد ولی هیأت بزازها درون آن سال‌ها هم مراسم هفتگی خود را تعطیل نکرد و به صورت هفتگی درون منازل مراسم برگزار می‌کردند و بازهم همچون گذشته، هیچ پرچمی ازبرای اطلاع رسانی نصب نمی‌کردند. محمدحسین حاجیان درون این خصوص می‌گوید: «یک فرد قد بلند به عنوان پرچم سر کوچه می‌ایستاد و افراد آشنا را ازبرای حضور درون هیأت، راهنمایی می‌کرد و این راهنمایی نیز به صورت اشاره بود و هیچ حرفی مطرح نمی‌شد. مراسم نیز بدون بلندگو برگزار می‌شد تا صدا به پاسبان‌ها نرسد البته بعضی از پاسبان‌ها نیز که متوجه می‌شدند با اشاره می‌گفتند، ندیدیم چون با امام حسین(ع) نمی‌خواستند سمت شوند.»

 

 

درون هیأت بزازها مسئولیت‌ها نسل به نسل منتقل شده هست به طوری که ناظم فعلی هیأت پدرش و پدربزرگش نیز درون این منصب بودند، فرد جمع آوری کننده نذورات به همین شکل و دیگر مسئولیت‌ها نیز همین شکل منتقل شده هست. حتی جایگاه افراد ازبرای نشستن درون هیأت نیز همین رویه را دارد و فردی که کنار ستون دوم می‌نشیند، سالیان سال پدربزرگ و پدرش نیز همان‌جا نشسته‌اند.

حاجیان درون این خصوص می‌گوید: « از همان سال اول که این هیأت تشکیل شد، مدیریت خاصی رقرار بوده هست، ناظم مسئول نظامت و فرد دریافت کننده کمک‌ها و نذورات معلوم بوده و حتی افراد گریه کن و پامنبری‌های این هیأت نیز معین بودند و این مسئولیت‌ها نیز نسل به نسل از پدر به پسر رسیده هست. مدیران فعلی هیأت درون قسمت‌های مختلف، نسل سوم یا چهارم مدیران اولیه هیأت هستند.»

 

درون وقت تظاهرات انقلاب نیز هیأت بزازها تلاش و نقش‌آفرینی بسیاری داشتند و روز عاشورا درون ۱۵ خرداد ۴۲ و پس از چهلم شهدای فیضیه که بنا بود هیأت‌ها درون مسجد حاج ابوالفتح درون خیابان مولوی تهران تجمع و از آنجا به سمت دانشگاه تهران حرکت کنند. هیأت بزازها به عنوان نخستین هیأت وارد این مسجد شد و با جمعیت بسیار خود زمینه را ازبرای شروع ایت تظاهرات فراهم کرد. حاجیان درون این باره می‌گوید: «روز عاشورا جوانان هیأت بدون اطلاع باقی اعضای هیأت برنامه‌ریزی کردند تا درون این تجمع شرکت کنند. رسم درون هیأت اینگونه بود که با نوحه «حسین وای حسین وای» افراد حاضر یک مرتبه به سر زنان بلند می‌شدند و درون فضای هیأت حرکت می‌کردند لذا جوانان با برنامه‌ریزی از قبل، پس از بلند شدن جمعیت، دسته را از هیأت خارج کردند و به سمت مسجد حاج ابوالفتح حرکت کردند. درون آن‌ مسجد، سیاسیون جمع بودند و تنها هیأتی که درون آن روز حضور پیدا کرد، هیأت بزازها بود که حسین سربی مداح هیأت ما نیز درون آن‌جا به مدیحه‌سرایی پرداخت البته درون هیچ نقل تاریخی از حضور هیأت بزازها درون این مراسم سخنی به میان نیامده هست.»

برنامه‌های محرم هیأت بزازها از شب اول محرم شروع می‌شود و تا آخر دهه ادامه دارد و ظهر تاسوعا و عاشورا نیز به سینه زنی می‌پرداختند و از قدیم مرسوم بوده هست که این مراسم زیاد طول نکشد تا نماز صبح افراد قضا نشود…بهترین منبری‌ها و سخنرانان تهران مانند صدرا اراکی، فلسفی و … درون این هیأت حضور پیدا می‌کردند و بهترین مداحان نیز همچون حاج مرزوق درون این هیأت به مدیحه‌سرایی پرداخته هست.

 

حاج مرزوق درون حدود سال ۱۳۱۷ قمری توسط احمد ناظم پدربزرگ ناظم فعلی هیأت بزازها از کربلا به ایران می‌آید، وی به کربلا می رود و مداح جوان و سیه چهره‌ای را شناسایی می‌کند و از وی ازبرای حضور درون هیأت دعوت می‌کند و این چنین حاج مرزوق به ایران می‌آید و پس از وی نیز نصرت‌الله ستایشگر، سید حسن معطر، حسین سربی و … درون این هیأت به مدیحه سرایی پرداخته‌اند.

محمد حسین حاجیان درون بیان خاطره‌ای از مداحی‌های حاج مرزوق درون این هیأت می گوید: «از مادرم شنیده‌ام، حاج مرزوق درون جلسه‌ای درون مسجد میرزاموسی قبل از سال ۱۳۲۰، مشاهده می‌کند خانم‌هایی که درون طبقه دوم حضور دارند، حجاب مناسبی ندارند و ازبرای اینکه تذکری به آن‌ها دهد با همان لحن نوحه و درون ادامه شعر می‌خواند: «ای مادرمن ای خواهرمن، خودتو بپوشون»، مردم هم تصور می‌کنند این بخشی از نوحه هست و با وی تکرار می‌کنند و بعضی از خانم‌ها با نوحه حجاب خود را رعایت کردند ولی بعضی متوجه نشدند و حتی با تغییر حالتی وضعشان بدتر می‌شود که وی درون ادامه می‌خواند: «ای وای بدتر شد، ای وای بدتر شد».

 

هیأت بزازها پس از سال‌های حضور درون مسجد میرزاموسی ملکی درون خیابان خیام روبروی بازار پاچنار خریداری می‌کنند و حسینیه جان‌نثاران حسینی را ازبرای خود بنا می‌کنند البته درون این حسینیه تماماً معماری و نقشه مسجد میرزاموسی را به سبک نوین توسط مهندسی معروف آن وقت به نام لرزاده پیاده می‌کنند تا همان روسم گذشته مبنی بر نشستن هر فرد درون قسمت‌های مختلف ادامه پیدا کند. بزازها این روزها ازبرای دعوت از جوانان صنف بزازها، توسط بزرگترهای صنف با آنان تماس می‌گیرند و زمینه را ازبرای حضور افراد مختلف فراهم می‌کنند البته هر فردی درون این نسل وارد می‌شود، نسبتی با یکی از اعضای صنف دارد لذا خود به خود افراد تازه نیز وارد هیأت می‌شوند.

 

عنایات و الطاف بسیاری از سوی ائمه اطهار (ع) به هیأت‌های مذهبی هموار صورت می‌گیرد، هیأت بزازها نیز از این قضیه بی نصیب نبوده هست. حاجیان درون بیان یکی از این الطاف و عنایات می‌گوید: « ۱۱۵ سال پیش زمانی که پدرم دو و نیم سال داشت، جلسه هفتگی درون منزل آن‌ها برگزار می‌شد، آب انباری درون حیاط منزل وجود داشت و درون زمانی که جمیعت درون حال سینه زنی بودند، پدرم داخل آب انبار می‌افتد، یکی از بزازها اطلاع می‌دهد که بچه داخل آب انبار افتاد، یکی از هیأتی‌ها داخل آب انبار می‌رود و بچه را بیرون می‌آورد که مشاهده می‌کند به این دلیل که وقت بسیاری گذشته بود، بچه نفس نمی‌کشد، وی را داخل خانه می‌آورند و شروع به سینه زنی و حسین حسین گفتن می‌کنند و بچه‌ها به هوش می‌آید.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *