ما مربی بچه‌های شما نیستیم

گروه خانواده؛ سیده راضیه حسینی: علی کوچولو، کلاه‌قرمزی، بچه‌های کوه آلپ، پسر شجاع، سنجد و … این‌ها شخصیت‌های تلویزیونی و کارتونی هستند که دوران کودکی ما را برایمان ساختند، با آن‌ها اخت شدیم و پا به پای‌شان قد کشیدیم. برنامه‌هایی که ساعت‌ها ما را پای تلویزیون میخکوب می‌کردند و با خیلی‌ از این شخصیت‌ها و قصه‌هایشان هم‌ذات‌پنداری می‌کردیم. حتی الان که بزرگ شده‌ایم با یادآوری آن شخصیت‌های تلویزیونی هم حس خوب آن دوران شیرین  ازبرای‌مان زنده می‌شود و هم درون بسیاری از عادات و ویژگی‌های شخصیتی‌مان می‌توانیم ردپای آن شخصیت‌های تلویزیونی را ببینیم. تلویزیون هم‌چنان جایگاه خودش را میان کودکان نسل تازه حفظ کرده و ازبرای آن‌ها خاطره می‌سازد و نقش پررنگی درون تربیت‌شان دارد. اصلی‌ترین شبکه‌ای که بیشترین مخاطب را درون میان کودکان دارد، شبکه پویاست که با مدیریت «محمد سرشار» توانسته با نسل تازه خیلی خوب ارتباط بگیرد و خانواده‌ها را راضی نگه‌دارد. با آقای سرشار درون خصوص برنامه‌ریزی‌هایی که این شبکه ازبرای تربیت کودکان با محوریت خانواده دنبال می‌کند، گفت‌ و گو کردیم.

ازبرای انتقال مفاهیم کلیدی دینی به کودکان چه برنامه‌ای درون شبکه پویا دارید؟

از ابتدا که شبکه کودک تأسیس شد، بیانیه مأموریتش این بود که دستیار خانواده درون تربیت فرزند باشد و این تربیت بر مبنای یک منظومه باشد که درون شبکه به‌ عنوان «منظومه صیرورت کودک تراز تمدن نوین اسلامی» مشهور هست. بر این اساس،کودک یک مجموعه نیازهای تربیتی دارد. حضرت آیت‌الله جوادی آملی نیز ازبرای تربیت انسان یک تقسیم بندی دارند که آن را اینگونه بیان می‌کنند: رابطه انسان با «خداوند»، رابطه وی با «خود» و با «انسان‌های دیگر» با «جامعه و حکومت» و با «طبیعت». ما بر مبنای تقسیم‌بندی آیت‌الله جوادی آملی،‌ نیازهای کودکان را درون پنج دسته طبقه‌بندی کردیم و این دسته‌بندی را مبنای مفهومی برنامه‌سازی درون شبکه قرار دادیم.

درون مرحله پس مفاهیم راهبردی مطرح می‌شود؛‌ مثل ولایت، نظم،‌ اخلاقمداری،‌ نوع‌دوستی، ‌عفاف و باقی مفاهیم کلیدی دینی. ما بر همین مبنا نیز خودمان یک طبقه‌بندی انجام دادیم و مخاطب شبکه کودک را بر اساس تفکیک سنی ۲ تا ۴ سال، ۴ تا ۶ سال، ۶ تا ۹ سال و ۹ تا ۱۲ سال از هم جدا کردیم.

درون مرحله پس، ازبرای نهادینه شدن این مفاهیم درون ذهن کودک یک مسیر تربیتی درون نظر گرفته‌ایم. ابتدا گرایش‌های وی را شناسایی می‌کنیم؛ به این معنی تحقیق می‌کنیم که این کودک با این شاخصه‌های سنی، الان به کدام قالب و شخصیت علاقه دارد. سپس تلاش می‌کنیم مسیر تربیت از مبدأ گرایش به مقصد احتیاج را انجام دهیم. به این معنی علایق و گرایش‌های مخاطب، نقطه اتصال ما به وی می‌شود و با هم یک مسیر را طی می‌کنیم تا به احتیاج وی برسیم. مثلا درصورتیکه بچه به فوتبال علاقه دارد، چکار کنیم که کتابخوان شود؟ این می‌شود مسیر تربیت.

اتفاق دیگری که درون شبکه افتاد، این بود که ما برنامه ریزی و بررسی ها گسترده‌ای داشتیم ازبرای اجرایی کردن ایده‌های تربیتی. به این معنی پس از شناخت مسیر تربیت، باید بدانیم چطور باید آن را وارد فرایند برنامه‌سازی کنیم تا نتیجه‌ مطلوب را به دست بیاوریم. 

 

درون برنامه‌ریزی‌های تربیتی شبکه پویا ازبرای «مادر» چه جایگاهی درون نظر گرفته شده هست؟

ما نخستین نکته‌ای که مد نظر قرار دادیم این هست که به خانواده‌ها گفتیم ما مربی بچه‌های شما نیستیم،‌ بلکه دستیار شما درون تربیت هستیم.

درون یک دوره خطای استراتژیکی درون برنامه‌های کودک اتفاق افتاد و آن هم ظهور بیش از اندازه «خاله‌ها» درون برنامه‌های کودک بود. درون یک دوره این «خاله‌ها» طراحی شدند تا جای مادرها را بگیرند با این استدلال که مادران شاغل شده‌اند و وقت کمتری ازبرای تربیت بچه‌ها دارند پس ما یک «مادر تلویزیونی» خلق کنیم که آن نقش را برعهده بگیرد. ولی الان شبکه ما بطور کامل از این نگاه گریزان هست. حتی مادری که وقت ندارد ازبرای فرزندش وقت بگذارد،‌ مادر و مسئول تربیت اوست. الان ممکن هست به اقتضای شرایطش از دستیارانی مانند مربی مهدکودک و غیره استفاده کردن کند ازبرای اینکه نقش مادری خود را به شکل کامل انجام دهد ولی به هر حال مسئولیت مادری با اوست و وی تصمیم‌گیرنده هست. ما اینجا تلاش کردیم کمترین مداخله منفی را درون تربیت خانواده داشته باشیم و کاراکترها و برنامه‌های تربیتی ما تنها نقش دستیاری را ازبرای مادر داشته باشد.

 

آیا ازبرای تربیت جنسیتی به صورت خاص برنامه‌ریزی دارید؟ به این معنی ساخت برنامه‌هایی که تفاوت‌های جنسیتی دختر و پسر را لحاظ کند و ارزش‌گذاری کند و آن‌ها را ازبرای نقش‌هایی که درون آینده دارند آماده کند.

یک نکته با اهمیت درون این زمینه وجود دارد و آن اینکه ما یک رسانه عمومی هستیم که امکان قسمت‌بندی مخاطب به صورت جزیی را ندارد. این فرق می‌کند با رسانه‌های تعاملی که محتوای آن‌ها توسط مخاطب قابل انتخاب و قابل تعامل هست. بنابراین خیلی موضوعات هست که درون جامعه بسیار مورد احتیاج هست،‌ ولی یک رسانه عمومی نمی‌تواند به آن ورود کند. مثلا  «کودکان آسیب‌دیده از حضور یک فرد معتاد درون خانواده» را درون نظر بگیرید؛ این گروه واقعا درون جامعه وجود دارند و تعدادشان هم زیاد هست ولی ما نمی‌توانیم روی آنتن درون این خصوص برنامه بسازیم. این را باید مربیان،‌ افراد خبره درون فضای مجازی و غیره به آن ورود کنند. درصورتیکه ما این محتواهای اختصاصی را روی آنتن بگوییم،‌ ممکن هست مشکلی ایجاد کند. مثلا درصورتیکه بخواهیم ازبرای کودکان بدسرپرست آموزش‌هایی داشته باشیم، یک جمعیتی انبوهی از مخاطبان کودک ما که با این موضوع درگیر نیستند و سرپرست خوب دارند،‌ احساس ناامنی می‌کنند و ترس توی دلشان ایجاد می‌شود. یا موضوعاتی مثل آزارهای جنسی و غیره مواردی نیست که به شکل عمومی بتوان به آن ورود کرد.

 درون بحث آموزش‌های جنسیتی نیز به همین شکل هست؛ یک قسمت از موضوع عمومی هست و به تمایز‌های دو جنس و نقش‌های متفاوت آن‌ها اشاره می‌کند. این را درون برنامه‌ها لحاظ می‌کنیم و می‌توانیم روی آنتن برویم. ولی مواردی که احتیاج هست آموزش خاصی ازبرای دختران یا پسران داشته باشیم را نمی‌توانیم ازبرای مخاطب عمومی که از هر دو جنس هستند،‌ مورد تمرکز و تأکید قرار دهیم. این قبیل آموزش‌ها چه مستقیم و چه غیرمستقیم باید درون محیط‌هایی اختصاصی ارائه شود.

البته نکته با اهمیت دیگر این هست که بسیاری از این نقش‌های جنسیتی درون بستر رابطه ها خانوادگی تعریف می‌شوند و زمانی این رابطه ها درون برنامه‌ها به نمایش گذاشته می‌شود این نقش‌ها نیز خود بخود آموزش داده می‌شود. با اهمیت‌ترین و نزدیک‌ترین محیط به بچه‌ها خانواده هست که درون این قالب باید نقش‌ها گفته شود؛ که نقش پدر،‌ مادر، برادر و خواهر چیست. این‌ها باید مفصل کار شود. بنابراین بصورت خاص درون مورد تربیت جنسیتی برنامه‌سازی نمی‌کنیم؛ ولی روح حاکم بر برنامه‌ها این وظیفه تربیتی را دنبال می‌کند.

 

 

جایگاه و ارزش «خانواده» درون برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی شما چگونه مورد توجه قرار می‌گیرد؟

ازبرای یک شبکه تلویزیونی که می‌خواهد تربیت‌محور باشد، بهترین کار این هست که مدیرانش هم از کسانی باشند که مسئولیت بزرگ تربیت را درک می‌کنند. شبکه پویا جزو معدود شبکه‌هایی هست که چهل درصد مدیران‌ آن از خانم‌ها هستند. من حتی قبلا هم عرض کردم؛ ترجیح خود من این بوده هست که مسئولیتی بر عهده‌ام نباشد و روی کار نویسندگی خودم متمرکز شوم و یک خانم مسئولیت این شبکه را برعهده بگیرد. چون خانم‌ها روی جزئیات تربیتی دقت بیشتری دارند؛‌ مردها کل‌نگر هستند و خیلی حواسشان به جزئیات نیست.

یکی از جدی‌ترین موضوعاتی که مدنظر داریم این هست که برنامه‌هایی داشته باشیم که شخصیت‌های بدون خانواده،‌ بدون پدر یا بدون مادر یا کسانی که زندگی مجردی دارند را نمایش ندهیم. این یکی از خط قرمزهای ماست. تلاش می‌کنیم بیشتر مجموعه‌هایی را پخش کنیم که خانواده‌محور هست و کودک را درون دل خانواده نشان می‌دهد.

این موضوع حتی جزئیات برنامه‌سازی را هم مدنظر قرار می‌گیرد. بعنوان مثال برنامه «پهلوانان پویا» را دیده‌اید که تمرین نرمش صبحگاهی ازبرای خردسالان هست. این برنامه یک نکته دارد؛ بچه‌های خردسال به تنهایی درون یک محیط همراه با مربی‌ها ورزش می‌کنند. درون پس زمینه ذهنی کودک این سوال به وجود می‌آید که چه کسانی این‌ها را به باشگاه آورده و قرار هست آن‌ها را برگرداند؟ آخر این برنامه یک صحنه گنجانده شده که مربی که سوت آخر را می‌زند و نرمش تمام می‌شود، مادرها به استقبال بچه‌هایشان می‌مسیر و دست آن‌ها را می‌گیرند که بچه‌ها را به خانه ببرند. همین یک صحنه کوچک درون ذهن بچه شکل می‌گیرد که درصورتیکه درون تلویزیون هم دیدی این بچه تنهاست درون پشت صحنه پدر،‌ مادر یا بزرگترش ایستاده و تنها نیست. بنابراین تو هم نباید خانه را رها کنی و بدون بزرگتر بیرون بروی. این جزئیات به این شکل رعایت می‌شود و جلو می‌رود.

 

یکی از با اهمیت‌ترین تولیداتی که ازبرای کودکان درون دنیای رسانه وجود دارد، انیمیشن‌های ساخت هالیوود هست. ازبرای انتخاب و نمایش آن‌ها درون شبکه پویا چه اصولی را درون نظر می‌گیرید؟

بطور کلی چون تمدن غرب بر مبنای فردگرایی هست و می‌خواهد ساختارهای اجتماعی را به نفع ساختار مدرن بشکند، اصلا خانواده برایش با اهمیت نیست و تصویر آن را تعقیب می‌کند؛ به این معنی می‌گوید من فرد را بعنوان واحد اجتماعی تشکیلات خودم تعریف کنم که یک دوره دانش‌آموز هست، دوره دیگر شهروند هست و … . بیشتر تبلیغات و برنامه‌سازی هم بر همین مبناست. بیشتر کاراکترهایی که ساخته می‌شود خانواده و پدر و مادر ندارند. بلکه یک شخصیت هست که معلوم نیست از کجا آمده و چکار می‌کند. صبح تا شب تنها دارد درون یک خانه زندگی می‌کند و معاشرتش هم با پسرخاله‌ و دخترخاله و دایی و عمو نیست بلکه تنها با دوستانش رابطه دارد. درون دسته دیگری از انیمیشن‌ها درصورتیکه کاراکتر اصلی خانواده دارد، تک‌والد هست؛ مادر مجرد، یا پدر مجرد هست. آن‌ها دنبال این ساختار نیستند. به همین خاطر تلاش می‌کنیم ازبرای خرید انیمیشن‌ها و محصولات خارجی درون حوزه کودک، به سراغ کارهایی برویم که خانواده‌محور هست به همین خاطر از هر صدتا کاری که می‌بینیم صرفا تعداد معدودی به کار ما می‌آید و مابقی را باید دور بریزیم. چون آن‌ها دغدغه‌های تربیتی  ما را به رسمیت نمی‌شناسند. ما هم تلاش می‌کنیم آن‌ محصولاتی را پخش کنیم که کمترین تعارض فرهنگی را با فرهنگ ما داشته باشند.

ما ازبرای پخش تولیدات خارجی و حتی داخلی که پدر یا مادر را احمق نشان می‌دهد به شدت مراقبیم و دقت داریم که چنین تولیداتی از شبکه ما پخش نشود. چون نقش ولی و سرپرست خانواده را درون ذهن کودک به هم می‌زند و  جایگاه پدر و مادر درون ذهن بچه تخریب می شود. 

 

یکی از با اهمیت‌ترین حوزه‌های ارتقای سطح فرهنگی جامعه، ارزش‌گذاری لهجه‌ها و ارتقاء احساس عزت‌نفس قومی و فرهنگی هست. پایه این فرهنگ‌سازی می‌تواند از کودکی افراد شروع شود. ازبرای این موضوع درون شبکه پویا برنامه‌ای دارید؟

ما چون رسانه ملی هستیم و باید ازبرای واحد ملت برنامه‌سازی کنیم،‌ نمی‌توانیم زیاد به قومیت‌ها بپردازیم چون غنای فرهنگی کشور ما سبب شده تعداد زیادی فرهنگ و لهجه منحصر به فرد داشته باشیم که درصورتیکه قرار هست به این موضوع ورود کنیم باید عدالت را درون پرداختن به آن‌ها رعایت کنیم. این کار ویژه‌ای هست که باید مراکز استانی صدا و سیما به آن بپردازند. نکته دیگر این هست که چون مخاطب ما درون رده سنی خردسال و کودک قرار دارد، درون مرحله زبان‌آموزی هست و باید زبان فارسی معیار مبنای تولیدات قرار گیرد تا درون فرایند زبان‌آموزی کودکان خردسال اختلالی صورت نگیرد. به این صورت درون کنار لهجه و زبان قومیت و منطقه جغرافیایی خود که از خانواده و محیط اطرافش می‌آموزد، به فارسی معیار هم مسلط می‌شود.

ولی با این وجود، احترام گذاشتن به تفاوت‌ها را درون بستر برنامه‌های مختلف آموزش می‌دهیم. مثلا درون برنامه‌های مختلف بچه‌ها این نکته را یاد می‌گیرند که زردپوست و سرخپوست و سیاه‌پوست چیز عجیب و غریبی نیست؛ خداوند آن‌ها را به شکل‌های مختلفی آفریده هست و زبان‌های متفاوتی دارند. این‌ها درون برنامه‌های مختلف با همان نگاه خلقتی گفته می‌شود. به‌عنوان نمونه،‌ فصل سوم برنامه «خدا چه آفریده» همین هدف را دنبال می‌کند. این‌ها اصول کلی را معرفی می‌کند. درون «مامان‌گلی» یکی از آموزه‌هایی که به بچه‌ها آموزش داده می‌شود این هست که به پوشش متفاوت آدم‌های دیگر نخندیم؛‌ مثلا درصورتیکه یک نفر قبای بلند و شلوار گشاد پوشیده و لباسش با تو فرق می‌کند،‌ این مربوط به سنت‌ و فرهنگ زیبای اوست.

 

یکی از اقدامات خوب شما پاسخگویی و بازخورد نسبت به پیام‌ها و نکاتی هست که درون شبکه‌های اجتماعی درون خصوص شبکه پویا از سمت کاربران مختلف مخصوصا پدر و مادرها مطرح می‌شود. درون این خصوص توضیح می‌دهید؟

بنده بعنوان مسئول این شبکه،‌ قسمتی از شرح وظایفم این هست که اقدامات را درون شبکه توضیح بدهم و درصورتیکه سوالی وجود دارد،‌ به آن‌ها جواب داده شود. این کار به شیوه‌های مختلف انجام می‌شود؛ گاهی به شکل حضور درون رسانه‌های رسمی هست،‌ گاهی درون فضای مجازی. چون تا به حال به غیر از بعضی هجمه‌های هماهنگ‌شده درون شبکه‌های مجازی، بقیه موارد با عقاید مختلف نکات‌شان را گفته‌اند و ما هم جواب آن انتقادات را توضیح داده‌ایم که به چه دلیل چنین تصمیمی گرفته‌ایم. نتیجه این می‌شود که ممکن هست افراد بعضی تصمیم‌‌ها را نپسندند ولی متوجه شده‌اند که منطقی پشت آن تصمیم‌ها وجود دارد و استدلالی پشت آن نهفته هست.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *