از ايستاده درون غبار تا زندگى درون آب+فيلم

گروه خانواده؛ سیده راضیه حسینی: این روزها عکسى از سردار عسگرى به همراه همسرشان درون فضاى مجازی منتشر شد که درون یک چادر، کنار مردم سیل‌زده زندگى مى‌کنند. حاج‌ مجتبی عسگری و همسرش را خیلی‌‌ها از «ایستاده درون غبار» می‌شناسند؛‌ زوج امدادگری که درون کردستان  پا به‌ پای حاج‌ احمد متوسلیان، هم زخم مجروحین را درمان می‌کردند و هم ازبرای دفاع از مردم با کومله و دمکرات می‌جنگیدند. حکایت دعوای حاج‌ احمد با آقای عسگری که آن روزها مسئول بیمارستان بود هم یکی از سکانس‌های به یادماندنی آن کلیپ شد؛ خاطره معروفی که متوسلیان بخاطر عوض نشدن پوشش یک مجروح، حسابی رفیقش را مواخذه کرد.

 

خانم توکلى پس از ازدواجش با حاج‌ مجتبی به کردستان رفت و از آن روز همراه و هم‍پای همسرش بود. چه آن موقع که درون جبهه امدادگر بود و چه بعدها که هر سال همزمان با راهیان نور درون پادگان دوکوهه مستقر می‌شدند و ازبرای جوان‌ها از هم‌رزمان شهیدشان روایت می‌کردند. ولی همین چند وقت پیش که سیل به جان خانه و زندگی مردم افتاد، از همان دوکوهه عازم حمیدیه شدند و الان بیشتر از دو هفته هست که کنار سیل‌زدگان درون یک چادر مستقر شده‌اند و هر کاری از دستشان بر می‌آید ازبرای کمک به آن‌ها و کمتر شدن رنج و دردشان انجام مى‌دهند. از توزیع بسته‌های امدادی و پاک کردن گل‌ و‌ لای خانه‌ها تا نشستن پای درد و دل خانواده‌ها و  رساندن دردهایشان به گوش مسئولین. گفت‌وگویی با خانم توکلى و سردار عسگری داشتیم که درون ادامه می‌خوانید.

 

روایت خانم توکلى از همراهى با سردار عسگرى:

نخستین زوج جوان حاضر درون منطقه بودیم

ما از سال ۵۹ که با هم ازدواج کردیم به اتفاق به شهر مرزی «مریوان» درون استان کردستان رفتیم. چون همسرم آنجا به اتفاق حاج احمد متوسّلیان، شهید احمد دستواره و شهید رضا چراغی آنجا بودند. من و همسرم نخستین زوج جوانی بودیم که درون آن منطقه حضور داشتیم. من ابتدا که رفتم توی مناطق،‌ درون بیمارستانی که همسرم بودند، امدادگری را یاد گرفتم و پرستاری می‌کردم. البته به‌خاطر ضرورت حضور درون آن فضا،‌ همان اول آموزش‌های نظامی مثل کار با اسلحه و نارنجک را به من یاد دادند. چون مسیر‌ها درون کردستان نا امن بود و من آموزش دیده بودم درصورتیکه به کمین دشمن برخوردم و گرفتار شدم ضامن نارنجک را بکشم تا هم دشمن را از میان ببرم و هم خودم به دست آن‌ها اسیر نشوم.

من امدادگر بودم و برایم انجام این وظیفه بسیار با اهمیت بود ولی درون مدت وقت جنگ طبیعتا زیاد پیش می‌آمد که از همسرم دور باشم و به همین خاطر هر وقت موقعیتی پیش می‌آمد که درون منطقه کنار ایشان باشم، فرصت را مغتنم می‌شمردم و درون آن مناطق انجام وظیفه می‌کردم. تلاش می‌کردیم پا به‌ پای هم، یکدیگر را حمایت و کمک کنیم تا توانستیم به لطف خدا این مسیر را کنار هم طی کنیم.

جنگ سختی‌های وقت خودش را داشت؛ سختی اصلی را خانواده‌های شهدا کشیدند که بدون حضور همسرشان بچه‌ها را بزرگ کردند. ما انگشت کوچک آن‌ها هم نمی‌شویم ولی همین الان هم که از آن روزها ازبرای بقیه تعریف می‌کنیم می‌بینیم چقدر سختی کشیدیم .

 

خانم‌ها می‌توانند دردها را تسکین دهند

امسال هم مثل سال‌های قبل،‌ همزمان با ایام بازدید از مناطق عملیاتی و اردوهای راهیان نور، یک ماه با حاج‌آقا درون دوکوهه بودیم. زمانی سیل آمد،‌ تصمیم گرفتیم ازبرای امداد به اهواز بیاییم. حاج آقا همان اوایل به این منطقه به این معنی حمیدیه (بستان)  آمدند و من هم ده روز پس آمدم. درون مناطق سیل‌زده کارهای یدى مثل آوردن غذا و اقلام موردنیاز، تخلیه و انبار کردن آن و برپاکردن چادرها حضور مردها را می‌طلبد ولی ازبرای کمک‌کردن به خانم‌ها از شنیدن نیازهاى آن‌ها تا کمک کردن به آن‌ها درون نگه‌داری بچه‌ها و حتی شنیدن درد و دل آن‌ها که می‌تواند فشار روانی را ازبرای خانم‌هایی که خانه زندگی‌شان را از دست داده‌اند و نسبت به آینده خیلی نگران هستند، کمتر کند. البته کسانی باید حضور داشته باشند که خودشان توان روحی بالایی دارند و می‌توانند باری از روی دوش این خانواده‌های آسیب‌دیده بردارند.

حضور خانم‌های مددکار یا روانشناس خیلی می‌توانند کمک کند چون خانواده‌های سیل‌زده هم خانه و زندگی‌شان را از دست داده‌اند و هم این روزها درون شرایط سختی زندگی می‌کنند. با این خانم‌ها صحبت می‌کنند، با حوصله دردودل‌هایشان را گوش می‌دهند و به آن‌ها امید و انگیزه می‌دهند. ما که به‌عنوان امدادگر اینجا حضور داریم، صحبت‌ها را می‌شنویم و نیازها را به آقایان منتقل می‌کنیم تا آن‌ها را تهیه کنند ولی ازبرای کم‌کردن فشار و استرس روانی این خانم‌ها و بچه‌هایشان نمی‌توانیم اندازه افرادی که متخصص روانشناسی و مشاوره هستند، موثر باشیم.

 

همین که همراهم هستی، آرامش دارم

من اینکه پا به پای همسرم باشم را ازبرای خودم یک وظیفه می‌دانستم و الان هم که سی سال از جنگ گذشته و درون فعالیت‌های مختلف دیگر حضور داشتند، همراه ایشان بودم. ایشان هم ازبرای این همراهی خیلی ارزش قائل بودند؛ نه تنها من، ازبرای صبوری و همراهی همه زنانی که درون جنگ و پس از آن کنار همسرشان بودند و حمایت‌شان می‌کردند. حتی این صبوری، گذشت و همراهی خانم‌ها را با اهمیت‌تر و ارزشمندتر از فعالیت آقایان می‌دانستند. 

درست هست که همراهی خانم‌ها گاهى مسئولیت‌هایی را ازبرای آقایان ایجاد می‌کند ولی درون موقعیت‌هایی که حضور خانم‌ها لازم و ضرورى هست،‌ برکات این همراهی هم بیشتر و موثرتر هست. من همیشه یکی از دغدغه‌هایم این بود که با توجه به شرایط منطقه جنگی یا الان، وضعیت مناطق سیل‌زده، حضورم مسئولیت بیشتری ازبرای همسرم ایجاد نکند و دغدغه‌ای که ازبرای امنیت و محافظت از من دارد، مانع از انجام مسئولیتش نشود. ولی زمانی این دغدغه را با خود ایشان درون میان گذاشتم و گفتم نگرانم که حضورم دست‌ و پاگیر باشد، ناراحت شدند و گفتند: «هیچ‌وقت این حرف را نگو؛‌ همین که همراه من هستی، من آرامش دارم و بهتر می‌توانم به کارم ادامه دهم».

 

همدلی این روزها خیلی آشناست

فضای این روزها خیلی شبیه روزهای جنگ هست؛ مثل همان روزها، الان همه از هر قشری همه‌ چیزشان را رها کرده‌اند و دست ‎به‌ دست هم داده‌اند تا به هموطنان‌شان که مورد هجوم سیل قرار گرفته‌اند،‌ کمک کنند. این شباهت زیاد،‌ حس آن روزهاى جنگ را به من می‌دهد.  من الان هم مثل آن موقع خیلی خوشحالم که توانسته‌ام قسمت کوچکى از این قضیه باشم و گره‌اى از کار مردم باز کنم. خوشحالم که همسرم سپاهی هست و می‌توانم مثل وقت جنگ،‌ کنار وی درون این مناطق باشم و کمک کنم مثل همان روزها. وقتى همسرم سوار قایق می‌شود و میان سیل به مناطقی که درون معرض آسیب هستند یا دچار خسارت و آب‌گرفتگی شده‌اند، سرکشی می‌کنند و من هر دفعه نگران می‌شوم که اتفاقی ازبرای‌شان نیفتد، باز هم درست مثل همان روزها.

پرسیدید به چه دلیل براى اسکان درون چادر مانده‌ایم. خب کاملا طبیعی هست. علاوه بر اینکه من و همسرم دوست داریم میان مردم باشیم، الان توی این گرما، مردم درون چادر زندگی می‌کنند. درون چنین شرایطی وجدان من راضی نمی‌شود درون یک سوئیت یا سایه خنک باشم.

 

 آرامش همسرم به تحمل سختی‌ها می‌ارزید

یاری و لطف خدا خیلی شامل حال من بود و به همین خاطر درون کنار حضور درون مناطق جنگى، مسئولیت مادری و همسری را نیز می‌توانستم برعهده داشته باشم. درست هست که درون وقت حضور درون منطقه، پا به پا و همراه همسرم بودم ولى زمانی که بخاطر بارداری یا نگه‌داری از بچه‌ها بخاطر ضرورت حضور همسرم درون جبهه، تنها بودم نیز مسئولیتم سنگین بود. مثل بقیه خانواده‌های رزمندگان.

چه زمانی که درون اسلام‌آباد غرب و کردستان بودیم و چه هنگامى که درون اهواز و اندیمشک حضور داشتیم،‌ درون خانه‌های سازمانی زندگى مى‌کردم. من چند بچه کوچک پشت سر هم داشتم که خب نگه‌داری از آن‌ها به تنهایی خیلی مشکل بود ولی خدا خیلی به من کمک می‌کرد و من هم با توکل به وی  صبوری می‌کردم. خیلی پیش می‌آمد از دست بچه‌ها عصبانی یا ناراحت می‌شدم. ولی همسرم که به دیدن ما می‌آمد دلم راضى نمى‌شد از سختی‌ها و مشکلات خانه به وی بگویم. خدا مادرشوهرم را رحمت کند؛ همیشه می‌گفت «پسرم که از منطقه بر می‌گردد لبخند روی لب تو و صبوری‌ات حتی منِ مادر را هم خوشحال می‌کرد. انگار نه انگار که تمام این مدت وقت بچه‌داری کرده‌ای و مسئولیت‌های خانواده را به تنهایی بر عهده داشته‌ای». تلاشم این بود که همسرم زمانی به منزل می‌آید احساس آرامش و راحتی داشته باشد.

 

درصورتیکه تو نبودی به اینجا نمی‌رسیدم

البته درصورتیکه یک زن بخواهد طبق نظر امام و رهبر عزیزمان که همان دیدگاه اسلام هست، هم به خانواده‌اش برسد و هم درون عرصه‌های با اهمیت انقلاب و کشور حضور موثر داشته باشد، درون عین حال که خودش باید صبور باشد به صبوری و همراهی همسرش هم احتیاج دارد.

همانقدر که من تلاش می‌کردم همراه و هم‌پای همسرم درون فعالیت‌هایش باشم و زمانی خانه هستم، درون غیاب وی مسئولیت‌های خانواده را به نحواحسن انجام دهم، ایشان هم هرجا که برایشان امکان داشت، به من درون کارهایم کمک می‌کرد. حاج‌آقا وقت جنگ خیلی کم فرصت داشت به خانه سر بزند ولی هر وقت منزل بود، درون تربیت و نگه‌داری بچه‌ها و حتی درون شستن کهنه بچه‌ها به من کمک می‌کردند.

همسرم هم خیلی مهربان و صبور هست و هم خوش‌اخلاق. این لطف خداوند هست که شامل حال وی شده و چون با شهدا همنشین بوده، خیلی از خلق‌ و خوهای شهدا را دارد. همیشه قدردان هست و از من تشکر می‌کند. می‌گوید:« درصورتیکه تو نبودی، من به اینجا نمی‌رسیدم و این جایگاه را نداشتم». من هم البته همین نظر را دارم و معتقدم درصورتیکه ایشان نبود من به این نقطه نمی‌رسیدم. خداوند به ما کمک کرد که دوش به دوش هم به کمال برسیم.

همه می‌گویند حاج‌ احمد متوسلیان روحیه خشن و جنگجویی داشتند که باید هم همینطور می‌بود؛ چون درون غیر اینصورت نمی‌توانست یک قهرمان و یک دلاور باشد. ولی قلب رئوف ایشان را کمتر کسی می‌شناسد. ما درون کردستان بودیم،‌ فرمانده کومله دموکرات اسیر بچه‌های سپاه شده بود؛ پس حاج‌ احمد ماه به ماه، حقوقش را به خانواده وی می‌داد. می‌گفت شوهرش اسیر هست و بد کرده، ولی وی که تقصیری ندارد و نباید درون خرج و مخارجش بماند.

 

درصورتیکه برگردم دوباره همین زندگی را انتخاب می‌کنم

ما به زندگی خودمان افتخار می‌کنیم. بارها و بارها شده از هم پرسیده‌ایم درصورتیکه یک زمانی که از اول بخواهیم زندگی‌مان را انتخاب کنیم، چه مسیری را مى‌رویم. من گفته‌ام دوباره همین همسر و همین زندگی را انتخاب می‌کنم و ایشان هم همین را گفته‌اند.  

من دوست دارم به جوان‌ترها بگویم صبور باشید و درون زندگی‌هایتان گذشت کنید و با همسرتان همدل باشید. درون کارهای‌تان به خدا توکل کنید. ما درون زندگی‌مان به این باور رسیده‌ایم که درصورتیکه با خدا باشیم و به وی باور داشته باشیم،‌ به همه‌چیز می‌رسیم. نمازتان را هم حتما اول وقت بخوانید و تلاش کنید همیشه با وضو باشید.

توصیه‌ام به دختران و پسران جوان این هست که با همسران‌شان همراهی داشته باشند، گذشت و صبوری خیلی با اهمیت هست و کمک می‌کند درون کنار هم پیش بروند و به هدف‌های‌شان درون زندگی برسند.

 

اینجا ازبرای پوشش با کمبود مواجه‌ایم

درون مناطق سیل‌زده، رسیدگی الحمدلله خوب هست ولی گرما بیداد می‌کند و مردم توی چادر هستند. من مدام می‌گویم خداوند کمک کند بچه‌ها مریض نشوند. طبیعتا خانم‌ها به خاطر پوشش بیشتری که دارند، گرما بیشتر اذیت‌شان می‌کند. ولی آن‌هایی که بچه کوچک دارند، خیلی بیشتر اذیت می‌شوند؛ اینجا هم یخچال نیست که آب‌ معدنی‌ها را درون آن نگه‌دارند. مجبورند آب گرم بخورند و این حرارت بدن را بیشتر می‌کند. با اهمیت‌ترین مشکلات خانم‌ها و بچه‌ها درون این منطقه‌ای که ما هستیم،‌ پوشاک و پوشش هست.  خیلی از آن‌ها می‌گویند تنها همین یک لباسی را دارند که با آن از خانه خارج شده‌اند؛ مخصوصا بچه‌ها که احتیاج به شست‌وشوی مداوم پوشش دارند،‌ خیلی پیش می‌آید که درون فاصله‌ای که لباسشان شسته و خشک می‌شود، بدون پوشش می‌مانند. ما هم به امدادگرها منتقل می‌کنیم و تلاش می‌کنیم این مشکل برطرف شود چون غذا و آب را مدام تحقیق و تأمین می‌کنند، ولی ازبرای پوشش با کمبود مواجه هستیم.

 

روایت سردار عسگری از مناطق سیل‌زده و همراهی همسرش:

حضور خانم‌ها خیلی ضروری هست

شاید روزهای اول و دوم امکانات مناسب ازبرای حضور خانم‌ها نباشد. ولی چند روز که می‌گذرد و شرایط بهتر می‌شود، حتما به حضور خانم‌ها احتیاج هست و حتما می‌توانند کمک کنند. درون زلزله یا سیل خیلی از آسیب‌دیدگان، زنان آسیب‌دیده زیاد هستند و حتما ازبرای کمک به آن‌ها، درمان‌شان و شنیدن دردها و نیازهایشان، حضور خانم‌های امدادگر ضروری هست.

مردانی که بچه کوچک ندارند، حتما درصورتیکه شرایطش را دارند با هماهنگی نهادهای رسمی همراه با همسرشان درون این مناطق حاضر شوند چون حتما به حضور و همراهی خانم‌ها ازبرای کمک به زنان و مادران آسیب‌دیده از سیل احتیاج هست.

 

 

همراهی همسرم به سختی‌هایش می‌ارزد

الان درون منطقه با هم نیستیم و درون دو قسمت مختلف فعالیت می‌کنیم؛ البته من یک ناراحتی دارم و گاهی قرص‌هایم را یادم می‌رود. وقت خوردن دارو که برسد، حاج خانم هرجا که باشم من را پیدا می‌کند تا قرص‌هایم را بخورم.

وقتى حاج خانم همراه من هست، مسئولیت‌هایم بیشتر می‌شود. بالاخره من مرد هستم و غیرت دارم. برایم با اهمیت هست که محل مناسبی ازبرای استقرار و فعالیت همسرم مهیا کنم ولی این سختی‌ها را با کمال میل به جان می‌خرم چون ارزشش را دارد.

 

حضور همسرم سبب شد عذرخواهی کند

سوار قایق به مناطق مختلف سیل‌زده سر می‌زدیم و بسته‌های غذایی و اقلام مورد احتیاج را توزیع می‌کردیم. درون یکی از منطقه‌ها حاج خانم هم سوار قایق همراه ما بود. می‌رفتیم یک پزشک را درون مکانی که قرار بود فعالیت کند، مستقر کنیم. یکی از هموطنان‌ سیل زده زمانی بسته را به وی دادم خیلی ابراز ناراحتی کرد و گفت من این وسایل را نمی‌خواهم خانه‌ام را درست کنید و به من تحویل بدهید. پس هم اجازه پیاده شدن پزشک و تیم امدادی را نداد. نخستین چیزی که به ذهنم رسید این بود که  حق دارد درون آن شرایط سختی که خانه و زندگی‌اش زیر آب هست، به‌عنوان مرد خانواده عصبانی و ناراحت باشد. پیاده شدم برایش توضیح دادم که هم اکنون خانه‌ها درون محاصره آب هست و امکان سکونت درون آن وجود ندارد ولی هم اکنون عصبانی بود و می‌گفت من وسایل شما را لازم ندارم. آهسته به همسرم اشاره کردم که توی قایق نشسته بود و تلاش کردم وی را متوجه کنم که این خانم‌ها درون این شرایط دشوار آمده‌اند تا به مردم کمک کنند. متوجه حضور ایشان که شد، عذرخواهی کرد. پس بسته را گرفت و اجازه داد تیم امدادی پیاده شوند.

 

انتهای پیام/

 

عشق دهه هفتادی‌‌ها؛ از «اندرزگو» تا «دارخوین»

مجله فارس پلاس؛ عطیه اکبری: پنج سال قبل دو جوان اهل‌دل شمال شهری، چند روز مانده به نیمه شعبان تصمیم گرفتند دل‌هایشان را به صاحب این روز گره بزنند و بانی یک شادباش متفاوت باشند، زمانی یک حدیث ناب از امام موسی کاظم (ع) را با خطی خوش نوشتند و ضمیمه شاخه گلی کردند و بلوار اندرزگوی تهران را ازبرای تقدیم هدیه روز میلاد انتخاب کردند، فکرش را نمی‌کردند مصداق ضرب‌المثل «آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند» باشند. این حدیث؛ «وی از چشم‌ها پنهان هست ولی یادش از دل مؤمنین بیرون نمی‌رود» به دل خیلی‌ها نشست و سرآغاز یک اتفاق مبارک به نام «نفحات» شد.

روزهای عاشقی ازبرای اهل‌بیت درون بلوار اندرزگوی تهران 

پس از نیمه شعبان سال ۹۳ دورهمی جوانان اهل‌دل به لطف اهل‌بیت ازبرای رقم زدن یک حال خوب درون مناسبت‌های مذهبی دیگر تداوم یافت. نام «نفحات» را ازبرای دورهمی شان انتخاب کردند و «نفحات» پس از ۵ سال به زیباترین اتفاق معنوی زندگی صدها جوان تبدیل شد و مسیر زندگی بسیاری از آن‌ها را تغییر داد. الان چند سال هست که این جوان‌ها درون مناسبت‌های مذهبی همه معادلات بلوار اندرزگوی تهران را به هم می‌ریزند و مکانی که به بلوار دور دور جوان‌های مرفه با ماشین‌های آن‌چنانی درون تهران معروف هست، به بلوار عاشقی ازبرای اهل‌بیت تبدیل می‌شود و چه دل‌ها که از نفحات این نسیم هوایی نمی‌شود.

جوانان دهه هفتادی گروه نفحات نه ادعایی دارند نه امکانات خاصی، قبل از مناسبت‌های مذهبی مثل نیمه شعبان، شب‌های قدر، محرم، فاطمیه از طریق اطلاع‌رسانی درون کانال‌های ارتباطی فضای مجازی، فراخوان می‌زنند ازبرای تهیه یک هدیه، قرارشان این هست که هدیه‌شان به رهگذران متفاوت باشد؛ یک تلنگر، یک روایت، یک حدیث، یکدل نوشته با قابی زیبا، جوان‌های اهل‌دل، نقدینگی‌شان را روی‌هم می‌گذارند، درون مسجد و حسینیه‌ای دورهم جمع می‌شوند، ازبرای تهیه مقدمات این شادباش یا عزاداری متفاوت و روز موعود، پاتوقشان بلوار اندرزگو هست. از برکت این دورهمی معنوی الان به‌صورت خودجوش هم خیریه تشکیل داده‌اند ازبرای دستگیری از نیازمندان، هم‌گروه جهادی مسیر انداخته‌اند ازبرای رسیدگی به مردم درون مناطق محروم.

نفحات نیمه شعبان، امسال درون خوزستان می‌وزد

 امروز درون نیمه شعبان، وعده آن‌ها، خوزستان هست، کنار مردم سیل‌زده، بر و بچه‌های گروه نفحات بساط جشن نیمه شعبانشان را به‌جای بلوار اندرزگو به روستاهای سیل‌زده خوزستان بردند، کنار کودکان و نوجوان‌هایی که همه ایران مسحور غیرت و ایستادگی‌شان شدند. امروز نفحاتی‌ها میزبان جشن بزرگ نیمه شعبان درون «دارخوین» اهواز هستند، درون کنار چادرهای سیل‌زدگان.

«سید حسام رایگانی» بانی گروه نفحات می‌گوید: «باید مردم شهرهای سیل‌زده درون شادی جشن نیمه شعبان امسال سهیم می‌شدند. ازبرای همین بی‌خیال بلوار اندرزگو شدیم، فراخوان زدیم تا اعضای گروه، هر چه درون چنته دارند ازبرای مردم سیل‌زده رو کنند، بیشتر از ۳ هزار عضو داریم، همگی جوان. باور می‌کنید زمانی فراخوان زدیم که به کمک ۳۰۰ نفر ازبرای تهیه هدیه کودکان سیل‌زده احتیاج داریم درون کمتر از یک ساعت، ۳۰۰ نفر عنوان آمادگی کردند و دو روز پس حسینیه‌ای درون منطقه یک میزبان حضور پرشور جوانان اهل‌دل بود. پس از آماده کردن هدیه‌ها قرار بود هرکسی یکدل نوشته کوتاه ازبرای امام وقت (عج) بنویسد و آن را ضمیمه هدیه کند. این دل نوشته‌ها امروز به دست سیل‌زدگان رسید.» «امیرحسین مرآتی» با یکی دیگر از اعضای اصلی گروه نفحات که این روزها درون خوزستان هست تماس می‌گیریم تا از حال دل سیل‌زدگان بپرسیم. مرآتی می‌گوید: «برق شادی درون چشمان کودکان سیل‌زده پس از گرفتن هدیه بچه‌های نفحات تماشایی بود. این کودکان روزهای بدی را از سر گذراندند و جشن نیمه شعبان همراه با آتش‌گیم برایشان خاطره‌انگیز شد. با قایق به روستاهایی رفتیم که مسیر زمینی ارتباطی آن‌ها پس از سیل از میان رفته بود. خانه به خانه رفتیم. هدیه‌ها را به دستشان رساندیم و به جشن امروز دعوتشان کردیم.»

نامه محرمانه از سمت امام وقت (عج) ازبرای شما

«قبل از سیل، قرار گذاشته بودیم نیمه شعبان امسال، هدیه‌مان به رهگذران برش‌هایی از نامه امام وقت (عج) به شیخ مفید باشد. قرار بود، روی نامه بنویسیم «محرمانه» تا مخاطب کنجکاو شود، زمانی نامه را باز کرد، ببیند امام وقت (عج) وی را مخاطب قرار داده، چشمش به این جمله بیفتد؛ «درون جریان باش که به خاطر کارهای سازنده و شایسته‌ات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته هست.» قرار بود این نامه یک تلنگر باشد، هر چند سیل، ورق را برگرداند؛ ولی برنامه ما به قوت خود باقی هست، تنها کمی دیرتر.»

این توضیحات را «مصطفی جواهری» می‌دهد. یکی دیگر از جوانان پای‌کار گروه نفحات و ادامه می‌دهد: «از همان روز اول که ازبرای شادباش یا تسلیت مناسبت‌های مذهبی دورهم جمع شدیم بنایمان را بر این گذاشتیم که کاری متفاوت انجام دهیم، کاری فراتر از پخش شیرینی و شربت، اقدامی که تاثیرگزار باشد. ازبرای تحقق هدفمان، چند ماه قبل از مناسبت‌های خاص اتاق فکر تشکیل می‌دهیم. مخاطب اصلی ما نسل جوان‌اند، آن‌هم جوان‌هایی که درون دنیای خودشان سیر می‌کنند و دل‌خوشی‌شان ارابه آهنی زیرپایشان هست و پول پدری‌شان که به‌اصطلاح خودشان با آن جوانی کنند. این جامعه هدف کار ما را دشوار‌تر می‌کند، ولی خدا را شاکریم که توکل به وی و توسل به اهل‌بیت ازبرای به نتیجه رساندن این حرکت ثمربخش بود.»

جوان‌هایی که سربه‌مسیر شدند

می‌پرسیم به چه دلیل نام «نفحات» را ازبرای گروهتان انتخاب کردید؟ جواب بانی گروه به این سؤال شنیدنی هست؛ «حدیثی از پیامبر اکرم (ص) را نقل می‌کند که می‌فرمایند از سوی پروردگار، درون طول عمرتان نسیم‌هایی می‌وزد، پس خود را درون معرض آن‌ها قرار دهید، باشد که نسیمی از آن نفحات به شما بوزد و زان پس هرگز به شقاوت نمی‌افتید. ما از این حدیث الهام گرفتیم و نام نفحات را ازبرای گروهمان انتخاب کردیم.» «سید حسام رایگانی» با زبان دل سخن می‌گوید و ادامه می‌دهد: «مناسبت‌های مذهبی مثل نیمه شعبان، شب‌های قدر، محرم، فاطمیه نسیمی هست که درون میان همه دل‌مشغولی‌ها می‌وزد و ما قدم کوچکی برمی‌داریم و با همراهی جوان‌ها خودمان را درون معرض این نسیم قرار می‌دهیم تا شاید از نفحاتش، هم حال دل ما خوب شود، هم بتوانیم با قدمی که برمی‌داریم تِرکی بر دیوار دل رهگذرانی که غرق درون دنیای روزمرگی‌هایشان شدند بیندازیم. این ترک بر دیوار دل خیلی‌ها افتاده هست.» سید حسام می‌گوید با مسئول گروه خواهران که صحبت کنید خاطره‌های خوبی دارند.

با «زهرا آقاجان» تماس می‌گیریم و وی از اتفاقات ناب گروه نفحات می‌گوید. از دختران جوان دهه هفتادی که به برکت اهل‌بیت و پیوستن به گروه نفحات مسیر زندگی‌شان تغییر کرده هست. وی می‌گوید: «زمانی فراخوان می‌زنیم جوان‌های زیادی ازبرای تهیه هدیه‌ها به جمعمان می‌پیوندند، درون میان آن‌ها جوان‌هایی هستند که کاملاً اتفاقی با گروه ما آشنا شده‌اند و اصلاً مذهبی نیستند. باروی باز درون جمعمان آن‌ها را می‌پذیریم. با حرف نه درون عمل و رفتارمان تلاش می‌کنیم روی آن‌ها تأثیر بگذاریم و این اتفاق افتاده و الان تعدادی از آن‌ها چادری شدند، اهل رفتن به مسجد و خلاصه حسابی تغییر کردند. درون گروه آقایان هم این اتفاق کم نیفتاده هست.»

بازارچه نفحات؛ اشتغال‌زایی به سبک دهه هفتادی‌ها

نفحات و برکت معنوی‌اش جوانان دهه هفتادی را نه‌تنها درون مناسبت‌های مذهبی که درون همه مناسبات زندگی دورهم جمع کرده و اتفاقات جالبی را رقم‌زده هست. «بازارچه نفحات»، یکی از همان اتفاقات هست. این بازارچه ایده جوانان دهه هفتادی ازبرای اشتغال‌زایی و آسیب زدایی از زندگی زنان سرپرست خانوار و مصداق واقعی یک تیر و چند نشان بود. زنان سرپرست خانواری که محصولات خانگی تولید می‌کردند و جایی ازبرای عرضه آن نداشتند به جمع نفحاتی‌ها پیوستند. دختران جوانی که درون بازار پرمخاطره اشتغال، درون رشته‌های هنری دستی بر آتش داشتند، هنر را چاشنی مفاهیم و شعائر مذهبی کردند و محصولات مذهبی متفاوتی با برند نفحات تولید کردند. «زهرا آقاجان» می‌گوید: «زیرزمین خانه پدری یکی از اعضا محل برگزاری بازارچه نفحات هست. خانم‌های سرپرست خانواری که مشکل مالی دارند پای ثابت بازارچه هستند، به آن‌ها غرفه ثابت می‌دهیم و از رهگذر این بازارچه فصلی، محصولان زنان سرپرست خانوار مشتری‌های دائمی پیدا می‌کند و بازار فروش تولیدات آن‌ها رونق می‌گیرد. علاوه برزنان سرپرست خانوار، درون این ۴ سال به‌واسطه برگزاری بازارچه، بسیاری از دختران جوان هم به جرگه کارآفرینان پیوسته‌اند.»

گروه نفحات که جان گرفت، بر و بچه‌های دهه هفتادی که الان جمعشان حسابی جمع شده بود علاوه بر فعالیت‌های مذهبی، به‌صورت خودجوش گروه خیریه مسیر انداختند، سال گذشته هم نخستین مسافرت جهادی گروه نفحات به یکی از استان‌های محروم کرمانشاه انجام شد و آن‌طور که مسئول گروه می‌گوید قرار هست جمع جهادی‌های نفحات درون مناطق سیل‌زده جمع شود.

 

انتهای پیام/ 

 

 

فضیلت احیای نیمه شعبان | خبرگزاری فارس

حجت‌الاسلام احمد صفاری امروز درون گفت‌وگو با خبرنگار فارس درون اصفهان، به تحقیق سند احیای نیمه شعبان پرداخت و اظهار کرد: درون منابعی که پیرامون فضائل ماه شعبان موجود هست، از جمله کتاب سید ابن طاووس و مفاتیح‌الجنان شیخ عباس قمی، به اهمیت شب نیمه شعبان اشاره و احیا این شب مورد تأکید واقع‌شده هست.

کارشناس مسائل دینی درون ادامه افزود: شب نیمه شعبان، فارغ از ولادت حضرت ولی‌عصر (عج) یک ارزش و فضیلت خاصی دارد که ولادت امام وقت (عج)، مزید بر شرافت و فضیلت این شب شده هست.

وی با اشاره به فضیلت و اعمال شب نیمه شعبان بیان داشت: فضیلت، اهمیت و همچنین احیا و عبادت شب نیمه شعبان درون روایات و منبع ها متعدد شیعه و اهل سنت بیان‌شده هست به‌طوری‌که پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند: «من شب نیمه شعبان خوابیده بودم که فرشته وحی جبرئیل به نزدم آمد و گفت: ای محمد! آیا درون این شب می‌خوابی؟ گفتم: ای جبرئیل! مگر این شب چه شبی هست؟ جبرئیل گفت: این شب، شب نیمه شعبان هست».

وی درون ادامه تصریح داشت: امام رضا (ع) هم درون روایتی می‌فرماید «امیرالمؤمنین (ع) درون سه شب نمی‌خوابیدند؛ شب بیست و سوم ماه رمضان، شب عید فطر و شب نیمه شعبان، همان شبی که روزی‌ها، اجل‌ها و آنچه درون طول سال اتفاق می‌افتد، معلوم می‌شود».

صفاری خاطرنشان کرد: توصیه‌ها و اعمالی که درون این شب واردشده هست خود نشان از اهمیت، عظمت و شرافت این شب دارد و به همین سبب اعمال بسیاری درون کتاب مفاتیح‌الجنان ازبرای شب نیمه شعبان ذکرشده که یکی از آن‌ها، احیا و شب‌زنده‌داری و همچنین دعای ازبرای ظهور امام وقت (عج) هست، تا بتوانیم به برکت چنین شبی از یاران و دوستداران آن حضرت به هنگام ظهور و البته درون وقت غیبت ایشان باشیم.

این استاد حوزه و دانشگاه درون رابطه با دعای کمیل و شب نیمه شعبان تأکید کرد: دعای کمیل اگرچه بنا به سنت معمول، درون شب‌های جمعه قرائت می‌شود، ولی ویژه این شب هست، هرچند خواندن آن درون شب‌های دیگر نیز بسیار بافضیلت هست به‌طوری‌که کمیل بن زیاد روایت می‌کند «امیرالمؤمنین (ع) شبی درون جمع یاران خود فرمودند «هیچ بنده‌ای نیست که این شب را احیاء دارد و درون آن دعای خضر بخواند، مگر آنکه دعای وی اجابت شود، پس به ایشان گفتم: یا امیرالمؤمنین دعای خضر را به من بیاموز و آنگاه حضرت دعا را انشاء فرمود»؛ و این دعا همان دعایی هست که امروزه آن را بانام «دعای کمیل» می‌شناسیم و شأن ورود آن درون این شب هست.

وی درون ادامه ابراز داشت: بنابراین آنچه گفته شد، این شب، یک شرافت ذاتی دارد به‌طوری‌که میدانیم بعضی از وقت‌ها و مکان‌ها یک شرافت خاصی دارند همچون شب قدر، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و یا بعضی مکان‌ها همچون مکانی که کعبه درون آن واقع‌شده و یا مکان کربلا که برحسب جایگاهی که دارند یک شرافتی به آن‌ها داده‌شده هست و حوادث و اتفاقاتی که درون آن وقت و مکان رخ می‌دهد موجب زیادشدن فضیلت و شرافت آن می‌شود.

استاد حوزه و دانشگاه درون آخر گفت: همچون شب نیمه شعبان که علاوه بر فضیلتی که خود آن شب داشته، میلاد حضرت حجت (ع) هم موجب شرافت و فضیلت بیشتر آن شده هست که این شرافت بیشتر درون روایات متعدد تبیین شده هست.

انتهای پیام/۶۳۱۰۶/م۳۰/

ما مربی بچه‌های شما نیستیم

گروه خانواده؛ سیده راضیه حسینی: علی کوچولو، کلاه‌قرمزی، بچه‌های کوه آلپ، پسر شجاع، سنجد و … این‌ها شخصیت‌های تلویزیونی و کارتونی هستند که دوران کودکی ما را برایمان ساختند، با آن‌ها اخت شدیم و پا به پای‌شان قد کشیدیم. برنامه‌هایی که ساعت‌ها ما را پای تلویزیون میخکوب می‌کردند و با خیلی‌ از این شخصیت‌ها و قصه‌هایشان هم‌ذات‌پنداری می‌کردیم. حتی الان که بزرگ شده‌ایم با یادآوری آن شخصیت‌های تلویزیونی هم حس خوب آن دوران شیرین  ازبرای‌مان زنده می‌شود و هم درون بسیاری از عادات و ویژگی‌های شخصیتی‌مان می‌توانیم ردپای آن شخصیت‌های تلویزیونی را ببینیم. تلویزیون هم‌چنان جایگاه خودش را میان کودکان نسل تازه حفظ کرده و ازبرای آن‌ها خاطره می‌سازد و نقش پررنگی درون تربیت‌شان دارد. اصلی‌ترین شبکه‌ای که بیشترین مخاطب را درون میان کودکان دارد، شبکه پویاست که با مدیریت «محمد سرشار» توانسته با نسل تازه خیلی خوب ارتباط بگیرد و خانواده‌ها را راضی نگه‌دارد. با آقای سرشار درون خصوص برنامه‌ریزی‌هایی که این شبکه ازبرای تربیت کودکان با محوریت خانواده دنبال می‌کند، گفت‌ و گو کردیم.

ازبرای انتقال مفاهیم کلیدی دینی به کودکان چه برنامه‌ای درون شبکه پویا دارید؟

از ابتدا که شبکه کودک تأسیس شد، بیانیه مأموریتش این بود که دستیار خانواده درون تربیت فرزند باشد و این تربیت بر مبنای یک منظومه باشد که درون شبکه به‌ عنوان «منظومه صیرورت کودک تراز تمدن نوین اسلامی» مشهور هست. بر این اساس،کودک یک مجموعه نیازهای تربیتی دارد. حضرت آیت‌الله جوادی آملی نیز ازبرای تربیت انسان یک تقسیم بندی دارند که آن را اینگونه بیان می‌کنند: رابطه انسان با «خداوند»، رابطه وی با «خود» و با «انسان‌های دیگر» با «جامعه و حکومت» و با «طبیعت». ما بر مبنای تقسیم‌بندی آیت‌الله جوادی آملی،‌ نیازهای کودکان را درون پنج دسته طبقه‌بندی کردیم و این دسته‌بندی را مبنای مفهومی برنامه‌سازی درون شبکه قرار دادیم.

درون مرحله پس مفاهیم راهبردی مطرح می‌شود؛‌ مثل ولایت، نظم،‌ اخلاقمداری،‌ نوع‌دوستی، ‌عفاف و باقی مفاهیم کلیدی دینی. ما بر همین مبنا نیز خودمان یک طبقه‌بندی انجام دادیم و مخاطب شبکه کودک را بر اساس تفکیک سنی ۲ تا ۴ سال، ۴ تا ۶ سال، ۶ تا ۹ سال و ۹ تا ۱۲ سال از هم جدا کردیم.

درون مرحله پس، ازبرای نهادینه شدن این مفاهیم درون ذهن کودک یک مسیر تربیتی درون نظر گرفته‌ایم. ابتدا گرایش‌های وی را شناسایی می‌کنیم؛ به این معنی تحقیق می‌کنیم که این کودک با این شاخصه‌های سنی، الان به کدام قالب و شخصیت علاقه دارد. سپس تلاش می‌کنیم مسیر تربیت از مبدأ گرایش به مقصد احتیاج را انجام دهیم. به این معنی علایق و گرایش‌های مخاطب، نقطه اتصال ما به وی می‌شود و با هم یک مسیر را طی می‌کنیم تا به احتیاج وی برسیم. مثلا درصورتیکه بچه به فوتبال علاقه دارد، چکار کنیم که کتابخوان شود؟ این می‌شود مسیر تربیت.

اتفاق دیگری که درون شبکه افتاد، این بود که ما برنامه ریزی و بررسی ها گسترده‌ای داشتیم ازبرای اجرایی کردن ایده‌های تربیتی. به این معنی پس از شناخت مسیر تربیت، باید بدانیم چطور باید آن را وارد فرایند برنامه‌سازی کنیم تا نتیجه‌ مطلوب را به دست بیاوریم. 

 

درون برنامه‌ریزی‌های تربیتی شبکه پویا ازبرای «مادر» چه جایگاهی درون نظر گرفته شده هست؟

ما نخستین نکته‌ای که مد نظر قرار دادیم این هست که به خانواده‌ها گفتیم ما مربی بچه‌های شما نیستیم،‌ بلکه دستیار شما درون تربیت هستیم.

درون یک دوره خطای استراتژیکی درون برنامه‌های کودک اتفاق افتاد و آن هم ظهور بیش از اندازه «خاله‌ها» درون برنامه‌های کودک بود. درون یک دوره این «خاله‌ها» طراحی شدند تا جای مادرها را بگیرند با این استدلال که مادران شاغل شده‌اند و وقت کمتری ازبرای تربیت بچه‌ها دارند پس ما یک «مادر تلویزیونی» خلق کنیم که آن نقش را برعهده بگیرد. ولی الان شبکه ما بطور کامل از این نگاه گریزان هست. حتی مادری که وقت ندارد ازبرای فرزندش وقت بگذارد،‌ مادر و مسئول تربیت اوست. الان ممکن هست به اقتضای شرایطش از دستیارانی مانند مربی مهدکودک و غیره استفاده کردن کند ازبرای اینکه نقش مادری خود را به شکل کامل انجام دهد ولی به هر حال مسئولیت مادری با اوست و وی تصمیم‌گیرنده هست. ما اینجا تلاش کردیم کمترین مداخله منفی را درون تربیت خانواده داشته باشیم و کاراکترها و برنامه‌های تربیتی ما تنها نقش دستیاری را ازبرای مادر داشته باشد.

 

آیا ازبرای تربیت جنسیتی به صورت خاص برنامه‌ریزی دارید؟ به این معنی ساخت برنامه‌هایی که تفاوت‌های جنسیتی دختر و پسر را لحاظ کند و ارزش‌گذاری کند و آن‌ها را ازبرای نقش‌هایی که درون آینده دارند آماده کند.

یک نکته با اهمیت درون این زمینه وجود دارد و آن اینکه ما یک رسانه عمومی هستیم که امکان قسمت‌بندی مخاطب به صورت جزیی را ندارد. این فرق می‌کند با رسانه‌های تعاملی که محتوای آن‌ها توسط مخاطب قابل انتخاب و قابل تعامل هست. بنابراین خیلی موضوعات هست که درون جامعه بسیار مورد احتیاج هست،‌ ولی یک رسانه عمومی نمی‌تواند به آن ورود کند. مثلا  «کودکان آسیب‌دیده از حضور یک فرد معتاد درون خانواده» را درون نظر بگیرید؛ این گروه واقعا درون جامعه وجود دارند و تعدادشان هم زیاد هست ولی ما نمی‌توانیم روی آنتن درون این خصوص برنامه بسازیم. این را باید مربیان،‌ افراد خبره درون فضای مجازی و غیره به آن ورود کنند. درصورتیکه ما این محتواهای اختصاصی را روی آنتن بگوییم،‌ ممکن هست مشکلی ایجاد کند. مثلا درصورتیکه بخواهیم ازبرای کودکان بدسرپرست آموزش‌هایی داشته باشیم، یک جمعیتی انبوهی از مخاطبان کودک ما که با این موضوع درگیر نیستند و سرپرست خوب دارند،‌ احساس ناامنی می‌کنند و ترس توی دلشان ایجاد می‌شود. یا موضوعاتی مثل آزارهای جنسی و غیره مواردی نیست که به شکل عمومی بتوان به آن ورود کرد.

 درون بحث آموزش‌های جنسیتی نیز به همین شکل هست؛ یک قسمت از موضوع عمومی هست و به تمایز‌های دو جنس و نقش‌های متفاوت آن‌ها اشاره می‌کند. این را درون برنامه‌ها لحاظ می‌کنیم و می‌توانیم روی آنتن برویم. ولی مواردی که احتیاج هست آموزش خاصی ازبرای دختران یا پسران داشته باشیم را نمی‌توانیم ازبرای مخاطب عمومی که از هر دو جنس هستند،‌ مورد تمرکز و تأکید قرار دهیم. این قبیل آموزش‌ها چه مستقیم و چه غیرمستقیم باید درون محیط‌هایی اختصاصی ارائه شود.

البته نکته با اهمیت دیگر این هست که بسیاری از این نقش‌های جنسیتی درون بستر رابطه ها خانوادگی تعریف می‌شوند و زمانی این رابطه ها درون برنامه‌ها به نمایش گذاشته می‌شود این نقش‌ها نیز خود بخود آموزش داده می‌شود. با اهمیت‌ترین و نزدیک‌ترین محیط به بچه‌ها خانواده هست که درون این قالب باید نقش‌ها گفته شود؛ که نقش پدر،‌ مادر، برادر و خواهر چیست. این‌ها باید مفصل کار شود. بنابراین بصورت خاص درون مورد تربیت جنسیتی برنامه‌سازی نمی‌کنیم؛ ولی روح حاکم بر برنامه‌ها این وظیفه تربیتی را دنبال می‌کند.

 

 

جایگاه و ارزش «خانواده» درون برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی شما چگونه مورد توجه قرار می‌گیرد؟

ازبرای یک شبکه تلویزیونی که می‌خواهد تربیت‌محور باشد، بهترین کار این هست که مدیرانش هم از کسانی باشند که مسئولیت بزرگ تربیت را درک می‌کنند. شبکه پویا جزو معدود شبکه‌هایی هست که چهل درصد مدیران‌ آن از خانم‌ها هستند. من حتی قبلا هم عرض کردم؛ ترجیح خود من این بوده هست که مسئولیتی بر عهده‌ام نباشد و روی کار نویسندگی خودم متمرکز شوم و یک خانم مسئولیت این شبکه را برعهده بگیرد. چون خانم‌ها روی جزئیات تربیتی دقت بیشتری دارند؛‌ مردها کل‌نگر هستند و خیلی حواسشان به جزئیات نیست.

یکی از جدی‌ترین موضوعاتی که مدنظر داریم این هست که برنامه‌هایی داشته باشیم که شخصیت‌های بدون خانواده،‌ بدون پدر یا بدون مادر یا کسانی که زندگی مجردی دارند را نمایش ندهیم. این یکی از خط قرمزهای ماست. تلاش می‌کنیم بیشتر مجموعه‌هایی را پخش کنیم که خانواده‌محور هست و کودک را درون دل خانواده نشان می‌دهد.

این موضوع حتی جزئیات برنامه‌سازی را هم مدنظر قرار می‌گیرد. بعنوان مثال برنامه «پهلوانان پویا» را دیده‌اید که تمرین نرمش صبحگاهی ازبرای خردسالان هست. این برنامه یک نکته دارد؛ بچه‌های خردسال به تنهایی درون یک محیط همراه با مربی‌ها ورزش می‌کنند. درون پس زمینه ذهنی کودک این سوال به وجود می‌آید که چه کسانی این‌ها را به باشگاه آورده و قرار هست آن‌ها را برگرداند؟ آخر این برنامه یک صحنه گنجانده شده که مربی که سوت آخر را می‌زند و نرمش تمام می‌شود، مادرها به استقبال بچه‌هایشان می‌مسیر و دست آن‌ها را می‌گیرند که بچه‌ها را به خانه ببرند. همین یک صحنه کوچک درون ذهن بچه شکل می‌گیرد که درصورتیکه درون تلویزیون هم دیدی این بچه تنهاست درون پشت صحنه پدر،‌ مادر یا بزرگترش ایستاده و تنها نیست. بنابراین تو هم نباید خانه را رها کنی و بدون بزرگتر بیرون بروی. این جزئیات به این شکل رعایت می‌شود و جلو می‌رود.

 

یکی از با اهمیت‌ترین تولیداتی که ازبرای کودکان درون دنیای رسانه وجود دارد، انیمیشن‌های ساخت هالیوود هست. ازبرای انتخاب و نمایش آن‌ها درون شبکه پویا چه اصولی را درون نظر می‌گیرید؟

بطور کلی چون تمدن غرب بر مبنای فردگرایی هست و می‌خواهد ساختارهای اجتماعی را به نفع ساختار مدرن بشکند، اصلا خانواده برایش با اهمیت نیست و تصویر آن را تعقیب می‌کند؛ به این معنی می‌گوید من فرد را بعنوان واحد اجتماعی تشکیلات خودم تعریف کنم که یک دوره دانش‌آموز هست، دوره دیگر شهروند هست و … . بیشتر تبلیغات و برنامه‌سازی هم بر همین مبناست. بیشتر کاراکترهایی که ساخته می‌شود خانواده و پدر و مادر ندارند. بلکه یک شخصیت هست که معلوم نیست از کجا آمده و چکار می‌کند. صبح تا شب تنها دارد درون یک خانه زندگی می‌کند و معاشرتش هم با پسرخاله‌ و دخترخاله و دایی و عمو نیست بلکه تنها با دوستانش رابطه دارد. درون دسته دیگری از انیمیشن‌ها درصورتیکه کاراکتر اصلی خانواده دارد، تک‌والد هست؛ مادر مجرد، یا پدر مجرد هست. آن‌ها دنبال این ساختار نیستند. به همین خاطر تلاش می‌کنیم ازبرای خرید انیمیشن‌ها و محصولات خارجی درون حوزه کودک، به سراغ کارهایی برویم که خانواده‌محور هست به همین خاطر از هر صدتا کاری که می‌بینیم صرفا تعداد معدودی به کار ما می‌آید و مابقی را باید دور بریزیم. چون آن‌ها دغدغه‌های تربیتی  ما را به رسمیت نمی‌شناسند. ما هم تلاش می‌کنیم آن‌ محصولاتی را پخش کنیم که کمترین تعارض فرهنگی را با فرهنگ ما داشته باشند.

ما ازبرای پخش تولیدات خارجی و حتی داخلی که پدر یا مادر را احمق نشان می‌دهد به شدت مراقبیم و دقت داریم که چنین تولیداتی از شبکه ما پخش نشود. چون نقش ولی و سرپرست خانواده را درون ذهن کودک به هم می‌زند و  جایگاه پدر و مادر درون ذهن بچه تخریب می شود. 

 

یکی از با اهمیت‌ترین حوزه‌های ارتقای سطح فرهنگی جامعه، ارزش‌گذاری لهجه‌ها و ارتقاء احساس عزت‌نفس قومی و فرهنگی هست. پایه این فرهنگ‌سازی می‌تواند از کودکی افراد شروع شود. ازبرای این موضوع درون شبکه پویا برنامه‌ای دارید؟

ما چون رسانه ملی هستیم و باید ازبرای واحد ملت برنامه‌سازی کنیم،‌ نمی‌توانیم زیاد به قومیت‌ها بپردازیم چون غنای فرهنگی کشور ما سبب شده تعداد زیادی فرهنگ و لهجه منحصر به فرد داشته باشیم که درصورتیکه قرار هست به این موضوع ورود کنیم باید عدالت را درون پرداختن به آن‌ها رعایت کنیم. این کار ویژه‌ای هست که باید مراکز استانی صدا و سیما به آن بپردازند. نکته دیگر این هست که چون مخاطب ما درون رده سنی خردسال و کودک قرار دارد، درون مرحله زبان‌آموزی هست و باید زبان فارسی معیار مبنای تولیدات قرار گیرد تا درون فرایند زبان‌آموزی کودکان خردسال اختلالی صورت نگیرد. به این صورت درون کنار لهجه و زبان قومیت و منطقه جغرافیایی خود که از خانواده و محیط اطرافش می‌آموزد، به فارسی معیار هم مسلط می‌شود.

ولی با این وجود، احترام گذاشتن به تفاوت‌ها را درون بستر برنامه‌های مختلف آموزش می‌دهیم. مثلا درون برنامه‌های مختلف بچه‌ها این نکته را یاد می‌گیرند که زردپوست و سرخپوست و سیاه‌پوست چیز عجیب و غریبی نیست؛ خداوند آن‌ها را به شکل‌های مختلفی آفریده هست و زبان‌های متفاوتی دارند. این‌ها درون برنامه‌های مختلف با همان نگاه خلقتی گفته می‌شود. به‌عنوان نمونه،‌ فصل سوم برنامه «خدا چه آفریده» همین هدف را دنبال می‌کند. این‌ها اصول کلی را معرفی می‌کند. درون «مامان‌گلی» یکی از آموزه‌هایی که به بچه‌ها آموزش داده می‌شود این هست که به پوشش متفاوت آدم‌های دیگر نخندیم؛‌ مثلا درصورتیکه یک نفر قبای بلند و شلوار گشاد پوشیده و لباسش با تو فرق می‌کند،‌ این مربوط به سنت‌ و فرهنگ زیبای اوست.

 

یکی از اقدامات خوب شما پاسخگویی و بازخورد نسبت به پیام‌ها و نکاتی هست که درون شبکه‌های اجتماعی درون خصوص شبکه پویا از سمت کاربران مختلف مخصوصا پدر و مادرها مطرح می‌شود. درون این خصوص توضیح می‌دهید؟

بنده بعنوان مسئول این شبکه،‌ قسمتی از شرح وظایفم این هست که اقدامات را درون شبکه توضیح بدهم و درصورتیکه سوالی وجود دارد،‌ به آن‌ها جواب داده شود. این کار به شیوه‌های مختلف انجام می‌شود؛ گاهی به شکل حضور درون رسانه‌های رسمی هست،‌ گاهی درون فضای مجازی. چون تا به حال به غیر از بعضی هجمه‌های هماهنگ‌شده درون شبکه‌های مجازی، بقیه موارد با عقاید مختلف نکات‌شان را گفته‌اند و ما هم جواب آن انتقادات را توضیح داده‌ایم که به چه دلیل چنین تصمیمی گرفته‌ایم. نتیجه این می‌شود که ممکن هست افراد بعضی تصمیم‌‌ها را نپسندند ولی متوجه شده‌اند که منطقی پشت آن تصمیم‌ها وجود دارد و استدلالی پشت آن نهفته هست.

 

انتهای پیام/